سلام انتخابات
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸  

تقریبا" تا انتخابات یه چهل روزی مونده،کم کمک میشه یه هیجان های رو بیشتر تویه محفل های سیاسی احساس کرد.دیروز بچه های اصلاح طلب غرب مازندران تو هتل ملک گردهم اومده بودن و واسه همدیگه از ازادی،حقوق مدنی،دموکراسی و خلاصه هرچی کلمه مدرنیزه بودش حرف می زدن و گاهی هم داد می زدن و گاهی هم ایستاده فریاد می کشیدن!!! تا چشم کار می کرد فضای جلسه مملوی ذرات ریز و درشت مردم سالاری...

خوب یادم میاد که به سختی از اون فضای شور و شیدایی خارج شدم...

با خودم امروز فکر می کنم یعنی جامعه من همون چندتا کلمه و میتینگ .

 

 



 
بعد از کاشت برنج چه بکاریم؟
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳۸٧  

با توجه به افزایش سریع جمعیت و نیاز جامعه به برنج، سیاست گزاران و برنامه‏ریزان بخش کشاورزی را بر آن می‏دارد تا در زمینه افزایش تولید، تقلیل ضایعات و کاهش هزینه به لحاظ داشتن حفظ محیط زیست و کشاورزی پایدار، برنامه‏ریزی‏هایی همه جانبه و سرمایه‏گذاری‏های کلانی را در زمینه تحقیق، آموزش، ترویج، تامین آب مطمئن و کافی، تجهیز و نوسازی و یکپارچگی اراضی، توسعه مکانیزاسیون، مبارزات غیر شیمیایی و بیولوژیک، اجرای طرح‏هایی رتون‏گیری و کشت دوم و تدوین الگوی صحیح کشاورزی نوین به اجرا و انجام برساند.

استان مازندران دارای 490 هزار هکتار زمین‏های قابل کشت زارعی بوده که هرساله 230 هزار هکتار از آن به کشت برنج اختصاص می‏یابد (هرچند آمار و ارقام این اراضی تحت تاثیر توسعه توریستی، مسکونی دچار تقلیل و تغییرات فراوانی شده است). در هر حال از آنجایی که کشت محصول برنج در مدت‏زمانی 4-3 ماه در سال توسط کشاورزان، به طول می‏کشد و مابقی محصول اراضی برنجزار، بدون استفاده و زرع بوده، اجرای کشت دوم می‏تواند از طرفی موجب افزایش درآمد زارعین و افزایش تولیدات کشاورزی شده و از طرفی فواید دیگری همانند کاهش جمعیت زمستان گذران کرم ساقه‏خوار و کنترل علف‏های هرز پاییزه و لاروگیری برخی آفات مزارع برنج را به همراه خواهد داشت.

اجرای نظام کشت دوم بعد از برداشت برنج ضمن افزایش تولید و تامین قسمتی از نیاز غذایی جامعه می‏تواند زمینه اشتغال‏زایی و ایجاد تحول اقتصادی را در منطقه فراهم سازد. همچنین با انجام این طرح، حفظ محیط زیست از طریق کاهش مصرف سموم و نهاده‏های شیمیایی و تولید محصولات سالم و عاری از هر نوع آلودگی شیمیایی گامی موثر در مسیر حفظ و احیای زیست‏محیطی منطقه زراعی خواهد بود. شرایط آب و هوایی مازندران عملا امکان کشت و پرورش بسیاری از محصولات به ویژه سبزیجات را فراهم ساخته است. بیش از 20 نوع محصول قابل کشت بعد از برداشت برنج مورد آزمایش و تحقیق قرار گرفت که در این فرصت نوشتاری، اجمالا به آن اشاره می‏گردد.

«کشت کلزا»: کلزا با نام علمی Brassica napus گیاهی یک ساله است که در فصل‏های پاییز و بهار با توجه به شرایط آب و هوایی کشت می‏شود. این گیاه دارای 45-24 درصد روغن و 40 درصد پروتئین گیاهی و نسبت به سرما و خشکی، شوری خاک، رطوبت بالا و آفت و بیماری مقاوم است. در زراعت کلزا مقدار بذر مورد نیاز 7-6 کیلوگرم در هکتار و بهترین تراکم در یک متر مربع 90-70 عدد بوته و تراکم بیش از حد باعث ضعیف شدن ساقه‏ها و خوابیدگی می‏شود و تراکم کم نیز باعث ضخیم شدن ساقه‏ها، افزایش شاخ و برگ و علف‏های هرز مزرعه می‏گردد.

«کشت لوبیا سبز رقم سانری»:

لوبیا سبز با نام علمی Phaseolus Vulgaris و با میانگین عملکرد 16 تن در هکتار قابلیت کشت تابستانه و پاییزه در اراضی خشکه و شالیزاری را دارا می‏باشد. این رقم لوبیا نسبت به بیماری ویروس موزاییک مقاوم بوده و می‏توان به همراه کود حیوانی گاوی پوسیده و با میزان بذر 65 کیلوگرم در هکتار نسبت به کشت این نوع رقم لوبیا اقدام کرد. توصیه می‏گردد بعد از برداشت برنج ارقام زودرس محلی (طارم)، حداکثر در هفته اول و دوم شهریور باید اقدام به کشت لوبیاسبز رقم سانری نمود.

«کشت سبزیجات»:

سبزیکاری به عنوان کشت دوم بعد از برداشت برنج برای افزایش درآمد خانواده کشاورزان دارای اهمیت بوده و سطحی بودن ریشه‏های این محصولات مانع از تخریب لایه غیر قابل نفوذ خاک مزرعه برنج به هنگام عملیات می‏شود.

کشت سبزیجات برگی همانند: شوید، گشنیز، جعفری، تره، شنبلیله، کاهو، ترتیزک (شاهی) با توجه به زمان کاشت آن، که شالیکاران منطقه فارغ از فعالیت‏های زراعی بوده بسیار مناسب و فنی توصیه می‏گردد.

«کشت سیب‏زمینی»:

سیب‎زمینی گیاهی است یکساله که علاوه بر مصرف غذایی روزانه، تامین‏کننده مواد اولیه در صنعت ماکارونی، نشاسته و الکل می‏باشد. ارقام زودرس سیب‏زمینی را می‏توان به صورت ماشینی و دستی در حالت ردیفی کاشت نمود. مقدار بذر مصرفی در حدود 5/2 تن در هکتار بوده که این بذور حتما بایستی جوانه‏دار باشند. میزان تولید سیب‏زمینی در مزارع برنج 13 تن در هکتار است.

در هر حال با توجه به دلایل ذکر شده، برنامه‏ریزی و توصیه کارشناسان کشاورزی به زارعین و برنجکاران و ایجاد رغبت و اشتیاق برای کشت دوم بعد از برداشت برنج، امری ضروری و مناسب به شمار می‏آید. در این میان سیاست‏گذاری و تدوین برنامه‏های توسعه‏ای در این بخش توسط مدیران بخش کشاورزی می‏تواند فرصتی موثر در ارتقای درآمدی زارعین و حفظ محیط زیست و بسیاری منافع دیگر را فراهم سازد.



 
گاهی با تو بزرگ میشوم
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٧  

من زادگاه تمام چشمانم را در انبوه بوسه های هزاران عابر این خیابان ،سالهاست که گم کرده ام ..

و لبخندهای سیاه یک بانوی سپید پوش...  

دور سرم می چرخند  آدام هایی کوتاه با دام هایی کوتاه....

بلوغ میشوی در من و من انگار بیخود بزرگ می شوم.....

این روزها بدجوری چشمانم سیاهی می رود.



 
شايد!
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦  

نمی دانستم  در اعماق کدامین قلب ایستاده ام

و در زلالی کدامین چشم آرام گرفته ام

و دستانم را در سوزش کدامین سرما در هم پیچانده ام...

بی گمان آرام نبوده ام

و شاید خاموش نمانده ام که این سان در خود دغدغهء یک واژهء غریب را بدرقه کردم.

گاهی فراموشم می شوم از کنار پنجرهء پاییزی ات نگاهی را در آغوش کشانم



 
فراموشم می شود گاهی
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦  

گاهی آنقدر از من دور می شوی که فراموشم می شود...

و سراسیمه تو را در یک خیابان بارانی گم می کنم

و آرزوهایم را در تنهاترین پنجره‌‌ء زندگیم از یاد می برم

...

..

.

حالا این روزها نشسته ام در این خیابان بارانی

درست در امتداد همان پنجرهء خیالی...  

 



 
به خاطر همه مهربانی هایش
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٥  

در امتداد یک روز سرد زمستانی و از هیاهوی آتشین یک احساس بزرگ ٬مجذوب تبسم نگاهی شدم که بعدهای نه چندان دور درست همان شب که خوابم نبرد فهمیدم« قلبم ‌‌»بی آنکه خودم بخواهم بیشتر می تپد.....و من دوباره متولد شدم در قلمرو یک «عشق» پاک.

آن روز سرد زمستانی در امتداد چشمانم٬ روشنی نگاهی را پرستیدم که خیلی وقت های پیش به سراغش می گشتم و طراوت آن روز پاک هنوز مرا می رقصاند و من در فضای آن کلاس ٬ موسیقی نگاهش  را گوش دادم.

و فردای آن روز من روز خویش را با آفتاب نگاهش کز مشرق خیالم دمید آغاز کردم....

آری من ایمان آوردم به چشمان روشنش و قلب پاکش و پرستیدم او را به خاطر همه« مهربانی هایش» !



 
شلوغ
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٥  

این روزها شهر انقدر شلوغ شده است که دیگر از گرانی و تورم و بیکاری خبری نیست.هرکس به نحوی سرگرم و سرکارست.دیگر هیچ از گلایه ها و گشنگی صحبتی به میان نمیاید.باز خدایا شکرت.شهر در هیاهوی وصف ناپذیری غرق شده است.شهروندان شهر من در هر درجه و طبقه ای در بیلبوردهای تبلیغاتی هزاران شعار و قول و وعده وعید با تکه شیرینی و شکلات سیر و گم شده اند.هر چند تا چند وقت پیش شهروندان شهرمن سراسیمه از کنار هم می گذشتند اما این روزها بیشتر کنار هم می ایستند و با هم دست می دهند و تا نیمه های عریانی شب حمایت می کنند و چندتایی هم همانجا خوابشان می برد....این روزها دیگر گرسنگی به سراغ کسی نمی آید!حتی این روزها شهروندان شهر من آسوده می خوابند.حرف می زنند.می ایستند و گاهی می نشینند.خلاصه این روزها شهر من ارام نیست اما ترسم از آن است شهر من تا چند وقت دیگر دوباره باز گرسنه می شود.باز پراز تورم و گلایه می شود و دوباره شهروندان شهر سراسیمه از هم می گذرند و دوباره در این سرمای زمستانه سرها در گریبان می شود و دوباره شهر من پر می شود از عابران غریبه!

چه می توان گفت تا بوده شهر من همین بوده!!!



 
گاهی دوری از من...
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٥  

گاهی انقدر از من

دو...ر می شوی که بافريادهايم

زمين و آسمان را پلی می زنم

و تو را در عميق ترين برگ های خاطراتم

گم می کنم.



 
بی تو
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥  

باران

مرد

خيابان

و تو که هرگز نيستی!

و من که سراسيمه تنهاييم را در اين خيابان بارانی

ورق می زنم...



 
فراموش مان می شود
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥  
گاهی فراموش مان می شود از کوچه دلتنگی کسی عبور کنیم و آواز بارانی قلبی را با حوصله بسراییم ...